تبليغاتX
شاهرود جزیره ی تنهایی من

شاهرود جزیره ی تنهایی من
هرکس روزنه ایست به سوی خداوند، اگر اندوهناک شود؛ اگر به شدت اندوهناک شود

مصطفی

مصطفی در 3سالگی
23سال بهش اضافه کنین ببینین چی از آب درمیاد!
ولی خودمونیم چه ابهتی داشتم!
mysa_2103@yahoo.com

» آبان 1388
» مهر 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» اردیبهشت 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» دی 1386
» آذر 1386
» آبان 1386
» مهر 1386
» کانون فرهنگی شاهرود
» مرکز مشکلات ويژه يادگيري شاهرود
» انجمن وبلاگ نویسان شاهرود
» بهترين وبلاگ شاهرود
» اخبار شهرستان شاهرود
» شاهرود سی و یکمین استان
» آتش نشاني شاهرود
» هتل پارامیدای شاهرود
» دانشگاه آزاد شاهرود
» شهرداری شاهرود
» حلقه هاي مفقوده حيات
» سلام دیوانه
» صفحه ی تکراری
» تو آزادی!
» نسل متوهم
» فدای هیچ چیز!
» طریقت پروانه
» تکرار بی حاصل
» اشک و شبنم
» مثل یک لیوان

حلقه هاي مفقوده حيات شنبه شانزدهم آبان 1388

1. روزهايي در زندگي هستند كه بعضی آدم ها فكر مي كنند قرار است دنيا تا آخر همين شكلي باشد؛و هي مدام اين سوال را از خودشان مي كنند كه «آخرچطوري؟چطوري قرار است اين زندگي و اين شرايط درست شود؟»انگار قرار است تا آخر دنيا در همان چاه پر از نخوتشان بمانند و فكر كنند هيچ نوري وجود ندارد و اگر هم هست آنقدر ضعيف و بي مقدار كه زود فراموش شود.مثل آن شخصيت كارتوني هميشه نااميد گاليور تنها جمله اي كه زمزمه مي كنند اين است:من ميدونم،من ميدونم(با همان لحن خاص خودش!)

در اين شرايط كه باشند مطمئن هستند همه مثل آنها فكر مي كنند و اگر كسي احساس خوبي دارد موقتي است و يا زيادي سرخوش است.

با اين آدمها روزگار گذراندن سخت است چون اينها در بهترين حالت هم روزگار دشوار گذشته را به ياد مي آورند و دوباره آهنگ نااميدي سر مي دهند

يك مقدار از اين آدمها در پادگان ما يافت مي شود كه مدام روي اعصاب آدم مي نوردند،بعضيا كه مثه خود آدم سربازند ولي به كوچكترين سختي حساسيت نشان مي دهند و هي غرغر مي كنند كه آقا چرا فلان؟آقا چرا اينجوري؟و گاه فيلسوف مي شوند كه چرا من اينجا هستم؟من مهندسم!من دكترم!مارو رها كنيد و...اينها سخت ترين تكه هاي سربازي است كه خدمت را براي ديگران مشكل مي كند و باعث مي شود ديگران درك درستي از خدمت سربازي نداشته باشند و خدا نكند در آينده جنگي رخ دهد و آدم با اينها به خط مقدم يورش ببرد و آنجاست كه اينجور آدمها مي شوند سوهان روح ديگران.قبول دارم پادگان بهشت نيست ولي بسياري از ذكر مصيبتهايي كه قبل از خدمت برايمان خواندند شايعه اي بيش نبوده و در خدمت مي شود دوستان بسياري پيدا كرد از شهرها و فرهنگهاي مختلف و صحنه هاي به يادماندني بسياري در زندگي آدم خلق مي شود كه بعضا با وجود دشواريهاي بسيار شيريني هاي خاص خود را دارد و مي شود در اين دنياي جديد مردانه از دشوارترين مراحل خدمت با خنده و تمسخر عبور كرد.

2. آدمها (به جز آنها كه دست به خودكشي جدي مي زنند)در بدترين حالت هم اميد دارند در بدترين حالت هم اصلا نمي توانند آن كورسوي اميد كه ته دلشان بالا و پايين مي پرد را نبينند.

مي شود در لذتهاي كوچك زندگي باقي ماند و صحنه هاي نااميدي را محو كرد و اين يعني همان حلقه هاي مفقوده حيات


سلام دیوانه چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388

خدمت سربازی برای هرکس اندوخته هایی دارد و این هم یک نوع متفاوت!
(این نوشته برای یکی از هم خدمتیام هست که ترخیص شد)
سلام دیوانه
خیلی دوسداشتم این اسم نامتعارف را برای تو نگذارم ولی رفتار غیر متعارف تو، من و همه را وانمود ساخت که این اسم که شایسته ذات متغیر تو بود را بر تو بنامیم چنانچه خودت هم بالاخره در آخرین روزها قبول کردی که شایسته اینجور نامگذاری هستی.
 
بالاخره روز رفتنت رسید تو هم رفتی ولی خداحافظی باتو مثل رفتن دیگران پرشور نبود
در این مدت از تو چیزهای زیادی یاد گرفتم مثلا فهمیدم که ذات هر آدم در ظاهرش پیدا نیست واین در مورد تو صد در صد صدق می کرد.
تو از آن دسته بودی که ظاهرت می توانست شخصیت هر آدم را دگرگون کند و از اینرو به آنرو کند و یک نمایه کامل انسان بسازد ولی باطنت مشخص نبود.
من تورا سلام دیوانه می پنداشتم چون به محض دیدن کسی سلام می کردی ولی شاید پایان آن دیدار با رفتار سبک و کوته فکری خود شخصیتش را خرد می کردی.
رفتارهای سبک و سنگین تو گاها بسیار نابجا و عجیب بود.
عجیب بودی گاه چنان در ادب و تواضع نشان می دادی که می توانستی احساسات یک بی احساس را حتی بر انگیزی و او را به خدمت خود واداری.
ولی (این را نمی خاستم بگویم) ذات تو در سختیها و ناگواریها به بدترین شکل ممکن نشان داده میشد
سلام دیوانه سیاه بود ولی لباسش همیشه تمیز و اتوزده و معطر و ظاهر خوبی داشت.
سلام دیوانه اعتقادات مثبتی داشت ولی همیشه نمایان کردن حقیقت به تنهایی کافی نیست باید گاهی شمع باشی و بسوزی تا شعله ور شدنت به روشنی حقیقت کمک کند سلام دیوانه پر از احساس بود و به گفته ی خودش عاشق و همین عاشق بودن خودرا گاهی دلیل رفتارهای نابه جای خود می دانست.
سلام دیوانه پر از شور بود و احساسات، پر از گرمی و محبت
سلام دیوانه کار بیهوده انجام نمیداد و برای هر کار خودش هدف داشت و برای رسیدن به هدفش اراده ی قوی داشت.
سلام دیوانه خیام میخواند باباطاهر عریان میخواند و در مدح زیبایی که در مجالس در وصف ائمه داشت این اشعار را به کار می برد.
سلام دیوانه به گفته ی خودش شاگرد مداحان بزرگی چون حاج منصور ارضی و مهدی مختاری بود و این سبک نوحه خوانی و مداحی را در کلاس ایشان فراگرفته بود و این کم نبودبرای جوانی به سن و سال او
و به او جرات می داد تا در مراسمات مذهبی احساسات دیگران را هدایت کند به آن سمت که شایسته آن نوحه یا مدح می بود.
سلام دیوانه نباید به خدمت نظام می شد(حتی برای این مدت کوتاه) چون نظام آهن می خواهد تا فولاد بسازد و دل چوبی و شکستنی مثل او را نمی طلبید و این به نظر من باعث سوختن او شد.
اما سلام دیوانه بازهم چیزهایی دستگیرش شد مثلا همین که دیگر حتی نزدیک چنین محیطهایی نشود. 
و دست آخر سلام دیوانه همه چیز بدست آورد به غیر از دل دیگران
و این یعنی پایان غم انگیز برای کسی که شروعی بی انگیزه داشت.
سلام دیوانه برای همیشه خداحافظ

صفحه ی تکراری پنجشنبه نهم مهر 1388

صفحه ی خودم را دارم؛ سالهاست.

اینجا درست همان چیزهایی را می نویسم که در زندگی واقعی گم کرده ام.

اما باز می نویسم؛انگار یک ادای دین به خود گمشده ام است،به کسی که می توانستم باشم اما نیستم.

در همین صفحه ی مجازی دوستان بسیار دیگری یافت می شود که بعضا نوشته هاشان خواب را از چشمانم می گیرد.اشکالی ندارد،می دانم که آنها هم خودشان نیستند.همه اینها خیالی است.

این قطعه با نام "یی پی یک" از شل سیلوراستاین می باشد.

 

این اتفاق مدت ها پیش توی یک باتلاق رخ داده

جایی که پر از علف های هرز و گل و لایه

"یی پی یک" انگشت پای مرا گاز گرفته

دقیقا نمی دونم دلیلش چیه؟! و یا اصلا اون چیه؟!

من داد می زدم که "آی و وای" " این دیگه چه جور موجودیه؟!"

اما مثل اینکه "یی پی یک" از همون موقع قصد رفتن نداشته

بعدش یواش یواش با هاش پچ پچ کردم شاید بره

اما دیدم که باز هم از جاش تکون نمی خوره و نمی ره

بله این اتفاق 16 سال پیش رخ داده

و هنوز "یی پی یک" نرفته

برف می یاد؛ بارون می باره

ولی باز هم "یی پی یک" از جاش تکون نمی خوره

پام اونو با خودش به هر جایی که می ره، می بره

تازه می فهمم که پس از ماجرای چندین و چند ساله

یاد گرفتم که آروم آروم راه برم برای همیشه

 

و اما گرایشات گناهکارانه شما نیز همانند یی پی یک هیچ گاه شما را رها نمی کنند؛ برای مدت زمان اندکی شاید بتوانید به آنها بی توجهی کنید اما بعدا متوجه خواهید شد که زمانی فرا می رسد که می بینید کنترل آنها بر روی شما تا چه حد عمیق است. اما اگر فکر می کنید که می توانید قدرت آنها را از بین ببرید باید همین جا به شما بگوییم که قادر به این کار نبوده و فقط باید سعی کنید آنرا در مسیر مناسب هدایت کنید.

خوشبختانه یا بدبختانه یک روز فرا می رسد که دیگر تمایلی به شرکت در جنگی که همیشه سرانجامش شکست است را از دست می دهید همانطور که "پلپگ نیز شاهد این تجربه تلخ بوده در اوج نا امیدی فریاد می زند "در چه منجلابی غوطه ور شده ام! چه کسی می تواند نجاتم دهد...وای از دست این ذات پست انزاجار آور!"

وقت آن رسیده که چشم های خود را باز کنیم من می دانم که ترک عادت کار چندان آسانی نیست اما یکی از گام های اولیه برای رسیدن به آزادی همین است.

بهتر است قدرت و تواناییها خود را به درستی درک کنید ناگفته نماند که کمک خداوند و همنوعانتان در این راه از ارزش بالایی برخوردار است.

والسلام


تو آزادی! شنبه دهم مرداد 1388

بیا تکلیفمان را مشخص کنیم

من مسیر روشنی برای آینده می خواهم

معیارهای ما برای زندگی چیست؟

اینکه من درحال زندگی کنم یا نه؟ افقهای دور را ببینم یا نزدیک؟

«فعلا زندگی کنیم » این جمله همیشه از ما انسانها، آدمهای ناتوانی ساخته

یادمان نرود هر محدودیتی راههای جدید به ما نشان می دهد.

«نمی توانم» همیشه مارا به اوج ناتوانی دعوت می کند.

ما فقط یک بار درحال می توانیم زندگی کنیم پس چرا بهترین نوع زندگی را نداشته باشیم؟

بازیگران ناتوان عشق بسیارند ولی مردان عشق اندک.

آنهایی که تورا با قلب پاک به بیراهه ببرند حریفان عشقند.

روزگار ما فرصتی برای شناخت انسانها نگذاشته و این روزها قلب کمتر انسانی پاک است.

آدمای دور و برمان بسیار پیچیده شدند که فکرهاشان زیبا نیست و این را هنوز من نمی دانم،

تو نمی دانی.

بیایید لااقل در این فرصت محدود زندگی طعم آزادی را برای یک بار هم که شده بچشیم.


نسل متوهم پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388

ما نسل متوهم و جوگیری هستیم(دهه 60 به بعد)

ما فقط یاد گرفتیم مسائل کوچک و ناچیز را بزرگ کنیم

ما آسایش و راحت طلب شدیم و طبیعی است که به زودی ترسو هم خواهیم شد

اینها جملات جالبی نیستند، اما کافیست به دور و برمان نگاهی بیندازیم و کمی فکر کنیم.

ما از گرما می ترسیم از سرما می ترسیم و از اینکه کمی زندگیمان از نحو مطلوب خارج شود.

اینکه ما اینطوری هستیم کمی خودمان مقصریم و کمی هم برمی گردد به حوادثی که تجربه نکردیم.

توقع زیادی از ما نیست چون ما در زندگی چیزهای واقعی ندیدیم.

ما ایمانهای واقعی که جان آدم را با لبخند می گرفت ندیدیم.

ما هیچ چیز و هیچ کس را نداشته ایم که عشقش ارزش مردن داشته باشد.

ما تا به حال مبهوت چشم های هیچ کس نشده ایم.

آیا حاضریم به فرمان کسی جان بدهیم؟

داخل پرانتز (منظورم عشقهای الکی نیست که برمی گردد به همان سطر اول)

تقصیر خودمان نیست ما که آمدیم قحطی شد.

ما آنقدر زیاد بودیم! که دیگران فقط وقت کردند به پرکردن شکممان فکر کنند و فرصت به چیز دیگری نرسید

ما ماندیم و مهد کودک و آتاری وبعد از آن بازیهای کامپیوتری که فقط توهم و جوگیرشدن را به ما یاد داد و در جنگهایش کسی نمی مرد و هیچ شعری نداشت که خون آدم را به جوش بیاورد و زخم هایش هیچ افتخاری نداشتند.

ما بر خلاف نسل قبل که فرصت کودکی نداشت در کودکی هایمان باقی ماندیم و ماندیم و ماندیم و هیچ وقت بزرگ نشدیم.

15سالمان شد،20 سالمان شد و به زودی 30 سالمان می شود اما بزرگ نشدیم.

هنوز وقتی عاشق یکی می شویم یا در نهایت افراط و پیدا نکردن راهی می زنیم خودمان را ناکار می کنیم که برمی گردد به همان معنی جوگیرشدن یا در نهایت تفریط و کم کاری او را دور می زنیم.

اگر در کنکور قبول نشویم به آخر راه رسیدیم و اگر کرایه تاکسی گران شود این کشور دیگر محل زندگیمان نیست.

ما برای هیچ چیز و هیچ کسی خودمان را فدا نمی کنیم اما تا بخواهید ادعایمان می شود با این همه تقصیر ما نیست چون هیچ اتفاق بزرگی در زندگیمان ندیدیم و بزرگترین اتفاق عمرمان  تعطیلی کلاس انشاء بوده چند روز قبل از عید!


» عشق ابدي
» شاهرود ما
» باحالکده
» طعم قلم
» 2500سال امپراطوری
» صدف هاي سرگردان
» سفر در طبيعت ايران
» سياوش قميشي
» عشق گمشده
» لایه های پنهان
» ريزپردازنده
» عشق يووه
» تحصيل در هند
» دنياي شيشه اي من
» جایی برای با هم بودن
» رپ ایرونی
دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان » قالب وبلاگ
RSS 2.0

Designed By ParsTheme